کد خبر: 92998 |
تاریخ انتشار : 5 ژانویه 20 - 00:51 | ارسال توسط : faslino_sadegh
پ

فصلی نو- حمید زرین تاج شاید اگر این روزها از بعضیها بپرسی اسطوره و قهرمان زندگیت کیه؟ از یک شخصیت سینمایی ، فوتبالی و غیره نام ببره. ولی من قهرمانانی رو میشناسم که سالها پیش و حتی همین الان برای آرامش من و تو در جای جای میهن عزیزمون و حتی فراتر از مرزها در […]

فصلی نو- حمید زرین تاج

شاید اگر این روزها از بعضیها بپرسی اسطوره و قهرمان زندگیت کیه؟
از یک شخصیت سینمایی ، فوتبالی و غیره نام ببره.
ولی من قهرمانانی رو میشناسم که سالها پیش و حتی همین الان برای آرامش من و تو در جای جای میهن عزیزمون و حتی فراتر از مرزها در خشکی و دریا ، گرما و سرما ، بارون و برف ، جان فشانی کردن ‌و هنوز جان فشانی میکنن
عزیزانی که نه ما رو دیدن و نه توقعی ازمون داشتن و نه دارن.
تنها برا آرامش همه ماها یعنی
مادر من ، مادر تو ، خواهر من ، خواهر تو ، بدون هیچ چشم داشتی مهمترین هستی خودشون(جانشون ) رو تقدیم کردن و میکنن
و حواسشون برا آرامش من و تو کامل جمع بوده و هست و الان هم هوشیارن و بیدار ، تا مبادا نااهلی به حریممون دس درازی کنه
اونایی که عاشقانه رفتن تا عاشق بمونیم، خون دادن ، جون دادن ، دست و پا دادن ، تا ما بی دست و پا نشیم ، ایستاده رفتن تا ما کمر خم نکنیم
اونا برا سهم خواهی نرفتن ، هزینه ای برا جنگیدن تعیین نکردن ، برای دفاع عاشقانه رفتند و با خدا معامله کردند و خوب خریداری هم داشتن،
چون هدف و نیتشون خدایی بود
شهیدی و سراغ دارم ، حجله عروسیشو رها کرد و به دستور فرمانده اش لبیک گویان به جنگ رفت ، به خانمش گفته بود تکلیف است و من میروم
چرا که حفظ امنیت برای من از هر چیزی بالاتر است،
این یعنی اوج گذشت وفداکاری و انسانیت و پشت کردن به دنیای زودگذر فانی
هنوز آدمایی هستن که ۳۰ ی و خرده ساله رو تخت بیمارستانن و با کمک نفس ، ن… ف ….سی،
می کشند آنهم با س خ ت ی

رفتن به میدون نبرد و جنگ ، عشق میخاد و دلدادگی

اگر بر دیده مجنون نشینی
به غیر از خوبی لیلی نبینی

اونا میدون نبرد و مین و آر پی چی رو میدون عشق بازی دیدن ‌و کربلای عشق

هنوز مادرانی هستن که سالها چشم انتظارن و به در خونه نگاه میکنن تا شاید پسرشون بیاد و سیری بغلش کنن
و بغض پرشورشونو بشکنن.
هنوز بچه هایی هستن که اومدن بابا را به خودشون نوید میدن و چشم انتظارن تا حسرت دیدن بابا و سکوت را برا همیشه بشکنن
آتیش بگیر ببین چه می کشم
احساس سوختن به تماشا
نمی شود.
ای تاریخ فراموش نکن قصه آزاد مردانی که با عشق و انگیزه و شجاعانه برای امنیت و استقلال این مرز و بوم رفتن
ای قلم بنویس از اون همه مردانگی و وفاداری و عشق بازی با خدا ، بنویس مردانی از جنس نور و وفاداری چه ها که نکردن.
شهدا ما شرمنده ایم
چونکه حقتون را ادا نکردیم و ……
تنها به ذکر نام خشک و خالی شما در محافل و نام گذاری کوچه و خیابانی بسنده کرد ه ایم ….

شهادت پرافتخار، سردار دلها حاج قاسم سلیمانی رو به همه شیعیان و دوستداران او تبریک و تسلیت عرض میکنم.
بی شک یکی از کسانی‌ که همیشه برای دشمنان ایران اسلامی ، مانع و سدی بوده و از دست آن عاجز و عاصی بوده اند شهید ( سردار دلها) سلیمانی
بوده ، چرا که سالهاست علی گونه در میدان نبرد حاضر و عاشقانه جنگیدند و پوزه دشمن را به خاک مالیدند.
ای مالک زمان
اگرچه در جنگی نابرابر و در اوج نامردی به شهادت رسیدی
ولی
همیشه جاودانه ، معطر ، سبز و پر آوازه خواهی ماند و راهت ادامه دارد.

من بال و پر شهید را می بوسم
پا تا به سر شهید را می بوسم
دستم نرسد اگر به دامان شهید
دست پدر شهید را می بوسم

با احترام ✒
حمید زرین تاج
۹۸-۱۰-۱۳

چنانچه محتوا را شایسته تذکر میدانید، خواهشمند است کد خبر را به شماره 09800000000  پیامک بفرمایید.
لینک کوتاه خبر:

2 پاسخ به “برای سردار شهید قاسم سلیمانی – کمی تامل- دلنوشته حمید زرین تاج”

  1. ناشناس گفت:

    آفرین آقای زرین تاج.بسیار دنبال متن گشتم. متن شما به دلم نشست. شاید چون حسابی از دل برخاسته بود.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Generic selectors
Exact matches only
Search in title
Search in content
Search in posts
Search in pages
Filter by Categories
اجتماعی
اخبار استان
اخبار ایران و جهان
اسلایدر صفحه اصلی سایت
اقتصادی
باقلوا
بین الملل
تبلیغاتa
حوادث
خانه
دسته بندی نشده
روزنامه
سلامت
سلامت و بهداشت
سیاسی
صوت
عکس
علم و فناوری
فرهنگی
گرافیک
گزارش
گزارش تصویری
مطالب ویژه
مهمترین عناوین
هنر
ورزشی
ویدئو
ویژه شهرداری یاسوج
یادداشت ها

یادداشت ها