حدیث روز
امام علی (ع) می فرماید : هر کس از خود بدگویی و انتقاد کند٬ خود را اصلاح کرده و هر کس خودستایی نماید٬ پس به تحقیق خویش را تباه نموده است.

شنبه, ۳ اسفند , ۱۳۹۸ 28 جماد ثاني 1441 Saturday, 22 February , 2020 ساعت تعداد کل نوشته ها : 10609 تعداد نوشته های امروز : 2 تعداد اعضا : 10 تعداد دیدگاهها : 30931×

دو شعر زیبا “لیلا درخش” از شاعران پایتخت

شناسه : 64975 30 مهر 1397 - 19:50

فصلی نو – لیلا درخش  كوتاه بيا سخت نگير امان بده گاهي!سرازير شانه ات شوم تو عمامه پيچ بوسه هايم شو من آرام تَر از دستار حسنك اينبار مرتب بپاشم بر تاريخ مردانه اي كه تورا به دار مي برد تو نفسهاي آخرت را به كوهها بسپار يابر پشته ي همين كولبران من،اما تنم را […]

دو شعر زیبا “لیلا درخش” از شاعران پایتخت
پ
پ

فصلی نو – لیلا درخش 

كوتاه بيا
سخت نگير
امان بده
گاهي!سرازير شانه ات شوم
تو عمامه پيچ بوسه هايم شو
من آرام تَر از دستار حسنك
اينبار مرتب
بپاشم بر تاريخ مردانه اي كه تورا به دار مي برد
تو نفسهاي آخرت را به كوهها بسپار
يابر پشته ي همين كولبران
من،اما
تنم را
ميان آخرين قطره ي قنات خشك شريعتي
هدر دهم
تو وضو با آب هاي جاري من بگير
قامت ببند
مكبران صدا مي زنند
زود باش
شايد امشب تو را دو ركعت خواندم
شايد !!!
شايد به پاي ايمانت ماندم
شايد!!!

اي ايمان بعد ازاين
تو رسالت ناتمام كدام پيامبري؟
من زخمهاي زير تحت الحنك توام
مرا روي شانه ات بريز
مسلمان باش ،بريز
تو ناخوانده ترين محمدي بر اين بشارت كه منم
بگذار شعر باشم در آخرين اعجازت
نبوتت را چتر كن بر شانه ام
رَگ بزن مرا رَگ
مي خواهم تمام أوراد جهان
بوي خون دهد
بوي خوني كه ميان رگهاي من سياه تَر از نفت خاورميانه است
ملي كن مرا
در آخرين روزهاي اسفند
به انحصار درآور
براي شبهاي بي شعر
من از فرداهاي مبادا مي ترسم
از خشكيدن نفتهاي درونم بيشتر
راستي اگرخشك شد؟
چگونه آتش كشم تورا
وقتي نشسته در تن مني؟

شعر دوم اشک

اشك
درد
با قطره اي كه سرازير زندگي ست
تا رَگ
بغضي بزرگ شده
براي شكستن

آهسته مي چكد
در امتداد خالي اين قبله هاي نور
يا در سكوت وحشي سجاده هاي چرك

من دور مي شوم
دور از تمام درد
و سلول حادثه
باشكل مبهم پيوند
آغاز مي شود
يا نه!
تو
آرام
درلمس ناگهاني لبهاي ديكتاتور

آغاز مي شوي!

در تكرارساده ي يك واژه ي “بگو ”
تكرار مي شوم
سرشار در مرگ
ازحجم توخالي تابوت در بغل
يا از خشونت پر رنك در فشار
آغاز مي شوي
آغاز مي شوم
تا بد بميرم
بدتر از زنده به گور شدن دختران عرب
بميرم
كنار خيابان بي هوا
بي صدا
در دوراهي صراط

تنهاست پدر
فرياد مي زند
با شانه هاي خسته ي اعجاز
بلندبگو:
لاالله الاالله

من مُرده از نبود تمام بودها كه نشد

با توام ؟؟؟راست بگو ؛
يك بار !!!
تو در كدام غيبتي آنجا؟

در بطن من رشد مي كند
به زور
در انتظار تو
اين نطفه هاي نارس هرجايي از سكوت

تو بار از پسران بد گرفته اي
و من از سوختن رگهاي تو
توله خوك هاي هرزه مي زايم
تاوارث نام تو باشند

ليلا_درخش

با تشکر از شاعره هم استانی نرگس دوست

ثبت دیدگاه

هنوز دیدگاهی ثبت نشده است

      رفتن به نوار ابزار