Advertisement
تلگرام
تبلیغات
کد خبر: 75035
تعداد نظرات: ۹ دیدگاه
تاریخ انتشار: ۲۰ اسفند ۹۷ - ۲۳:۱۴

در بند بعد از عواقب عدول ادمی از شان خود و برزخ پیش رو گفته اید. لیکن نه از ادم تعریف اساسی کرده ای و نه باز خوانیِ شان ادم نموده ای. این ادمِ ذهنِ شما و شآن این آدمِ مفروض، بجای پاسخ،فحاشی می کند و ذلیل از آوردن دلیل،دله می زند و بجای حرف زدن سنگ میزند و به جای مزمزه کردن

جوابیه داریوش ارجمند به  یادداشت علیرضا کفایی در دفاع از وکیلی /پیاده شود مردم جنگجوی سوار، آنکه لاف آید و گفتگوی

فصلی نو – داریوش ارجمند

اخیراً برنامه ای بنام رودرو روی آنتن رفت و دست بر قضا، مهمان برنامه آقای وکیلی، نماینده ی مردم تهران بود. برشی کوتاه اما جهت دار و معنادار ازین گفتگوی طولانی در فضای مجازی دست به دست گردید و دستمایه ی انتشار مرقومه ای از اقای علیرضا کفایی شد.
با دقت و حوصله که حرفهای اقای وکیلی را بشنویم، ایشان ضمن دفاع از مقولاتی چون برجام و مواضع کلی اصلاح طلبی، مدعی چند نکته شد. ازجمله اشاره ی فروتنانه به فرایند انتخاب خود با رد صلاحیت چهره های اصلی(هر چند با هر متر و سنجه ای هم اکنون هم در شمار سی چهره قرار می گیرند) و محبت مرحوم هاشمی.
همچنین طرح این ادعا که منِ وکیلی اصلاح طلب حداقلی ام نه سوپر اصلاح طلبِ رادیکالِ بزن بهادرِ یگانه
ونیز طرح این ادعا که جنس منازعات هاشمی و خاتمی، با جنس منازعات میر حسین و کروبی از منظر فرایند و ماهیت، تفاوتهایی داشتند.
کما اینکه نوع نگاه و برخورد بخش حاکمیت با این بزرگان نیز موید این تفاوتها، هست.
ونکته ی برجسته دیگر، تنازعات پیشا انتخابات بین کروبی و خاتمی، کروبی و هاشمی و خاتمی و میرحسین بخشی ازین ادعا بود. خاطر گرانسنگ جناب کفایی را نمی دانم اما قصه آنقدر دور، و ما از آن روزها آنقدرها فاصله نگرفته ایم که یادمان نباشد، ستادهای خاتمی در استان هم تشکیل شد و طومار نوشته شد که خاتمی نباید انصراف بدهد و الی آخر……
اینها برداشت ما از کلیت سخنان آقای وکیلی است. این ادعاها بعنوان گزاره های مطروحه در میدان راستی آزمایی یا درستند یا نا درست.
کفایی یا هر کسی، به جای شکستن سر وکیلی، میتواند با برهان و دلیل و مدرک ، کمر ادعاهای ایشان را بشکند
اما جناب کفایی ، عنان از کف داده و کف بر دهان اورده ، دندان به کلام نزده، نیش ذوق زدگی اش هویدا شده و گویا کشفی کرده در حد کشفیات گالیله، شهوت حسد عیان کرده و می آغازد:
زمانه کرد و نشد….
و می کوشد از دل کلمات، به مخاطب القا کند که خود، کرده است و شده است!
والبته این تلاش، مسبوق به سابقه است. همچون روزی که از آذر پیک، کپی پیستی به عاریت گرفته و بعد، ناصر وکیلیِ قصه ی جناب کفایی، مجهول الهویه از آب درآمد و مذبوحانه نوشته اش را پس گرفت ولی ادعای بی اساسش را خیر تا با مهتریِ بی اساس ذهنی اش در عالم خیال ور برود. سه بار تلاش و هر سه بار ناکام والبته پشتکارِ خوبی است دران کوش!!!
جناب کفایی! بند اول مرقومه تان ارزشی جز معنا کردن کلمه انانیت نداشت پس وقت خود و خواننده را تلف اش نمی کنم.
در بند بعد از عواقب عدول ادمی از شان خود و برزخ پیش رو گفته اید. لیکن نه از ادم تعریف اساسی کرده ای و نه باز خوانیِ شان ادم نموده ای. این ادمِ ذهنِ شما و شآن این آدمِ مفروض، بجای پاسخ،فحاشی می کند و ذلیل از آوردن دلیل،دله می زند و بجای حرف زدن سنگ میزند و به جای مزمزه کردن سخن غرمبه میزند پس انتظارِ مشتری برای چنین متاعی بیهوده است.
در بند بعد از مباهته تان، انچنان ناقص و گزینشی، مطلوب ذهن خود را از کل کلام بر کشیده ای که دو حالت متصور است، نخست انکه؛

“ز شعر دلکش حافظ کسی بود اگاه”
“که لطف طبع و سخن گفتن دری داند”

یعنی عجز شنونده از کلام فاخر و عادت گوش و هوشش به گفتمان پوپولیستی وی را به برداشت اشتباه یا ناقص وا میدارد.
و حالت دوم اینکه همچون گذشته، مغرضانه گزینش کرده ای. و قسمتِ قشنگِ داستان این است که در پاسخ به همین گزیده های ذهنی نیز قلمت عاجز و ذهنت سترون است.
در بند بعد به نفوذ اشاره کرده ای و در بند اخر کلامت نیز به انشقاق جریان.برای پاسخ،، با تلفیق این دو ادعای شما طور دیگری حرف بزنم که احتمالا فهمش برای شما آسانتر باشد. و اتفاقاً خوب شد که پرده دری را به حدی رساندی تا حیای عدد سنی دران هضم شود.
نفوذ برای ایجاد انشقاق را اتفاقا در واژه واژه ی گفتمان چند سال اخیر شما و مرادِتان و مرادش میشود شنید و در قدم قدمِ راه رفتنان هویداست. راه اندازی یا حمایت از سایت های فحاشی به ادمهای شناسنامه دارِ غیر همشهری تان توسط خود و برادرتان، عمل خود و برادرتان به سبک و سیاق حذف و گزینش با شعار “تکلیف” و فرار از “پاسخگویی” و حذف بخش کیفی جریان توسط بخش کمی ان، کوبیدن بر طبل تجزیه طلبی و مرزبندی جغرافیایی و تبیین گرم و سرد بودن هوا، برای تعیین عیار اصلاح طلبی، فقط پارتیکلی از کلیت کنش شماست. اینکه مرادِ مرادتان با آن همه گاف سیاسی و اجتماعی و فرهنگی از تیغ انتقاد شما مصونیتِ “پارلمانی” دارد هم بماند …..
در اخر هم شعری از قلندری را الصاق فرموده ای اما جناب کفایی!

نه هرکه طرف کله کج نهاد و تند نشست
رسم کلاه داری و ایین سروری داند
یا
نه هر که سر بتراشد قلندری داند.
و در پایان، این مهتری ذهنی که برای خود متصورید و به اتکای ان در عین گمنامیِ به حق ، به خود حق می دهید که سر در قضاوت بزرگان کنی
ونیز “چو با تخت ، منبر برابر کنند” تصور کن دیگران را هم میتوان به ۸۸ و خانه ی خاتمی و جریان اصلاحات راه داد.

http://fnkb.ir/wp-content/uploads/rangin-300×147.jpg
تلگرام
تلگرام

9
دیدگاه بگذارید

avatar
7 Comment threads
2 Thread replies
0 Followers
 
Most reacted comment
Hottest comment thread
9 Comment authors
لرتبارعلیحبیب اللهلر زاگرساصلاح طلب Recent comment authors
  Subscribe  
Notify of
یاسوج
Guest
یاسوج

وجدانا خوت دونی چه نوشته ای

دوگانه
Guest
دوگانه

اخ سی کورل گرون بویر احمد
درود بروکیلی

همشهری
Guest
همشهری

اقای ارجمند
روش نفوذ در افکار و پذیرش گفتار در نوشتن کلمات و واژه های انچنانی نیست ..بلکه گفتار و نوشتاری که مخاطبش عوام نباشد بیشتر برای جلوه دادن خود برای گفتار برتری یا به نوعی خودبرتر بینیست..
بعدم بینی و بین ا… اگر جناب آقای دکتر وکیلی در آن لیست ۳۰نفره نبود در کدام حوزه انتخابیه حتی زادگاه خودش میتوانست به مجلس ورود پیدا کند..
هر چند که اکنون هم مایه افتخار ایل و دیارمان هست ولی حداقل شما کمتر بر طبل تو خالی خود بکوبید که چند دهه ایست با این نوع نوشتارهای فاقد خروجی تاثیری آشنایی داریم

حسین
Guest
حسین

درود برشما

اصلاح طلب
Guest
اصلاح طلب

آقای کفایی جناب وکیلی اصلاح طلب است و مورد اعتماد نظام اما منتقد و انتقاداتش را شفاف میگوید اما شما و آنان که از شما حمایت میکنند تفکرات براندازی دارید و تفاوت در این جاست

حبیب الله
Guest
حبیب الله

برای حقانیت وکیلی همین بس که دوسرخط افراطیون ازیکسوبراندازانی چون کفائی وازسوی دیگردلواپسانی چون ذوانوروکریمی قدوسی همچون دولبه قیچی علیه اوهستند

علی
Guest
علی

جناب اقای ارجمند معلوم نیست چه می گویی لطفا در نوع نوشتن و ادبیات خود تجدید نظر بفرمایید این چه طرز نوشتن است

پربازدید ها
عکس